نکاتي براي سئو تکنيکال
بعد از اينکه کار با سئو فني را شروع کرديد و به کشفيات خود پرداختيد، يک چيز ديگر باقي مانده است: انجام يافته هاي خود را به مشتري ارائه دهيد و در مورد مراحل بعدي به توافق برسيد.
سئو تکنيکال چيست؟ (Technical seo) يکي از مراحل مهم سئو است که بصورت کاملا اختصاصي روي بهينه سازي ساختار فني سايت تمرکز دارد.
در حقيقت ،اگر مشکلي در سئو فني شما وجود داشته باشد ، هيچ يک از تلاشهاي شما در زمينه سئو داخلي انتظاراتتان را برآورده نخواهد کرد .
سئو تکنيکال را ميتوان هم در دسته آموزش پيشرفته سئو قرار داد و هم در آموزش پايه سئو ! چرا ؟ چون هم ساده است و هم سخت !!
مسئله
مشکلي که ما در اينجا با آن روبرو هستيم چيست؟ خوب ، سناريو اين است که ما يک توصيه داريم و آن را به مشتري يا رئيس ارائه مي دهيم.
به حد کافي ساده است. اما هدف از اين وضعيت چيست؟
من مي گويم که يک هدف بسيار خاص وجود دارد و بهترين راه براي بررسي اين هدف تغيير عملکرد فرد يا سازمان است.
حالا اگر اينطور نبود چه؟ مي دانيد ، اگر با مشتري کار مي کرديد و هيچ يک از اقدامات او در نتيجه آن تعامل تغيير نکرد ، چه مي کنيد؟ خوب ، چه فايده اي داشت؟
مي دانيد ، آيا آنها حتي در وهله اول بايد به شما اعتماد کنند که وارد شوند و به آنها کمک کنند؟
بنابراين اگر اين هدف خاصي است که ما در تلاش هستيم تا آن را محقق کنيم ، بهترين راه براي انجام آن چيست؟
بيشتر مردم براي اقناع درست مي پرند. آنها مي گويند ، "اگر فقط من چيزي مي توانستم ، مشتري به من گوش مي داد." "اگر فقط مي توانستم پيش بيني را ارائه دهم."
اگر فقط من بتوانم ROIرا توجيه کنم ، برخي از تحقيقات مرموز که احتمالاً هنوز انجام نشده و حتي حتي نمي توان انجام داد.
بحث من در اينجا اين است که ايده اقناع سمي است. وقتي مي گوييد ، "اگر فقط اين را مي توانستم ،" منظور شما واقعاً اين است که "اگر فقط مدارک و شواهد را داشتم ، مشتري بايد همانطور که مي گويم عمل کند." شما هنگام گفتن اين موارد سعي در کنترل مشتري داريد.
معلوم مي شود که انسان ها اساساً هر کاري را که مي خواهند انجام مي دهند و مهم نيست که پرونده خود را به خوبي درست کنيد ، اگر به دلايل شما ساخته شده باشد و نه مشتري ، آنها هنوز هم نمي خواهند کاري را که شما توصيه مي کنيد انجام دهند. .
بنابراين من چارچوبي را در Distilled معرفي کردم که به ما کمک مي کند از اين مرحله عبور کنيم ، و اين همان چيزي است که من مي خواهم اکنون با شما در ميان بگذارم.
رويکرد
کليد اين روش اين است که در هر مرحله از فرآيند به مشتري اجازه مي دهيد تا مشکل را براي خودش حل کند. شما به آنها اين فرصت را مي دهيد تا مسئله را از ديدگاه خود ببينند و حتي شايد راه حل خود را نيز ارائه دهند. اين سه مرحله وجود دارد.
1. پيشنهاد دهيد.
ابتدا مشکل را پيشنهاد مي کنيد.
وقتي مي گويم "پيشنهاد" ، منظورم پيشنهاد راه حل نيست. منظورم اين است که شما اين فکر را در ذهن آنها کاشته ايد که اين مشکلي است که بايد حل شود.
اين تقريباً مانند ابتداي کار است. بنابراين شما ابتدا مي گوييد ، "اين چيزي است که من مي بينم." آينه را به سمت آنها بگيريد. مشاهداتي را انجام دهيد که آنها هنوز خودشان انجام نداده اند.
2. نشان دادن
مرحله دو ، نشان دادن ، و آنچه نشان مي دهد به معناي اين است که به آنها اجازه مي دهيد از رفتار شما تقليد کنند.
شما نشان مي دهيد که اگر مجبور باشيد با همان مشکل کنار بياييد در آن شرايط چه خواهيد کرد.
بنابراين شما مي گوييد ، "اينجا چيزي است که اگر جاي شما باشم مي توانستم انجام دهم."
3. مفصل
در آخر، شما بيشتر توضيح مي دهيد. شما مي گوييد ، "به همين دليل من فکر مي کنم اين يک فعاليت منطقي است."
حالا بايد صادقانه بگويم در بيشتر مواقع ، طبق تجربه من ، اگر از اين چارچوب استفاده مي کنيد ، هرگز حتي نمي توانيد آن را به جزئيات بيان کنيد ، زيرا مشتري مشکل را اينجا حل مي کند و مي توانيد جلسه را خاتمه دهيد.
نکته اصلي ، اين است که به مشتري اجازه مي دهيم مشکل را براي خودش حل کند ، به همين دليل که خودش احساس راحتي کند.
مثال
بياييد به يک مثال نگاه کنيم ، زيرا اين ، دوباره نوعي انتزاعي است. بنابراين بياييد بگوييم که شما در کنسول جستجوي Google مشاهده کرده ايد.
مشتري تمام اين صفحاتي را که گوگل کشف کرده است در اختيار دارد ، اما در واقع هيچ صفحه اي نبايد در فهرست يا قابل فهرست شدن يا کشف باشد.
با پيشنهاد شروع کنيد.
بنابراين شما با پيشنهاد شروع مي کنيد. "من در Search Console مي بينم که Google ميليونها صفحه را کشف کرده است"، در حالي که بايد 10 هزار باشد. "اين از ناوبري وجهي شماست."
اکنون توجه کنيد هيچ قضاوتي وجود ندارد. هيچ اشاره اي به آنچه بايد در اين مورد انجام شود يا حتي شدت مشکل وجود ندارد. شما فقط اعداد را ارائه مي دهيد.
اکنون ما به نوعي در يک نقطه عطف قرار گرفته ايم. شايد مشتري اين حرف را بشنود و آنها نوعي سيلي به سرشان بزنند و آنها بگويند: "البته. مي دانيد ، من قبلاً چنين مشکلي را نديده بودم.
اما آنچه که من فکر مي کنم بايد در اين مورد انجام دهيم اين است." شما به نوعي توافق مي کنيد و مشکل حل مي شود و جلسه تمام مي شود و آن ساعت را به روز خود برمي گردانيد.
اما شايد آنها به نوعي سوالاتي در مورد معني اين مسئله ، معني اين مسئله داشته باشند و آنها مي خواهند راه حل شما را بشنوند.
آنچه را انجام مي دهيد نشان دهيد.
خوب ، اکنون وقت آن است که نشان دهيم در صورت ارائه اين واقعيت چه کاري انجام مي دهيد.
شما مي گوييد ، "اين با اضافه کردن nodollow به پيوندها به آن محتواي وجهي رفع مي شود."
شايد آنها ببينند که اين چگونه يک راه حل واضح براي مسئله اي است که کاملاً با پشته هاي فني آنها سازگار است و دوباره شما 50 دقيقه به روز خود باز مي گرديد زيرا جلسه تمام شده است.
شما کار خود را انجام داده ايد يا شايد آنها اين کار را نکنند. شايد آنها درک نکنند که چرا اين مي تواند يک راه حل خوب باشد.
در آخر، بيشتر توضيح دهيد
بنابراين سرانجام ، شما به اين مرحله مي رسيد ، که جزئيات آن است. به همين دليل من فکر مي کنم که اين ايده خوبي است.
اين صفحات براي تجربه کاربر مهم هستند. شما نمي خواهيد از ناوبري چهره اي در فروشگاه تجارت الکترونيکي خود خلاص شويد ، اما مي خواهيد براي جستجوگرها به اين صفحات پيوند ندهيد به دلايل ، زيرا شايد هيچ حجم جستجو براي اصطلاحات مرتبط وجود ندارد.
بنابراين براي يک محدوده هزينه خاص براي يک مورد يا موارد مشابه آن ، فقط هيچ فعاليت جستجوي مرتبطي وجود ندارد. شما هنوز به صفحات نياز داريد.
بنابراين شما مي گوييد ، "اين صفحات براي تجربه کاربر مهم هستند ، اما هيچ هدف جستجو را برآورده نمي کنند."
در آن مرحله ، مشتري مي گويد ، "البته. شما با راه حل ايده آل روبرو شده ايد ، و من مي خواهم توصيه شما را دقيقاً همانطور كه ??به من داده ايد ، اجرا كنم."
يا نمي کنند. اگر آنها اين کار را نکنند ، شما وضعيت بدتري نداريد. شما مي توانيد اساساً از آن جلسه خارج شويد و بگوييد: "من با توصيه خود تمام تلاش خود را انجام داده ام تا مشتري را در آن سوار کنم ، اما فقط نتيجه اي نگرفت."
اين احساس اينکه شما مي توانيد بفهميد که کار درستي انجام داده ايد حداقل در تجربه من احساسي بسيار قدرتمند بوده است.
من حدود هشت سال است که مشاوره مي کنم و صرفاً گذراندن اين روند به من کمک مي کند شب بهتر بخوابم و مي دانم که واقعاً کار خود را انجام داده ام.
ما همچنين فهميديم که اين موفقيت در مشتريان نيز بسيار بالا است. سرانجام ، خواهيد فهميد که گردآوري ارائه بسيار بسيار آسان تر است ، اگر بدانيد که اين قالبي است که قرار است در آن ارائه دهيد.
بنابراين اگر فکر مي کنيد کار شما ارائه مدارک به مشتري است آنها را در مورد چيزي متقاعد کنيد ، در واقع شواهدي که مي توانيد جمع کنيد پايان ندارد.
شما هميشه مي توانيد شواهد بيشتري جمع کنيد ، و هنگامي که به آن جلسه نهايي مي رسيد ، مي توانيد بگوييد ، "اوه ، به اين دليل نيست که من مشکل را از راه اشتباه ديدم يا آن را به روش اشتباه ابلاغ کردم.
بازگشت سرمايه به اندازه کافي. " هيچ ترک آن وجود دارد. آن سوراخ خرگوش فقط ادامه مي دهد ، فقط ادامه مي دهد. اطلاعات بيشتر و يادگيري حرفه اي سئو فني را در صفحه آموزش سئو تکنيکال در سئو روز آکادمي دنبال کنيد.
http://seorooz.parsiblog.com/Posts/20/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%8a+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%b3%d8%a6%d9%88+%d8%aa%da%a9%d9%86%d9%8a%da%a9%d8%a7%d9%84/?utm_source=dlvr.it&utm_medium=blogger
http://seorooz.parsiblog.com/Posts/20/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%8a+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%b3%d8%a6%d9%88+%d8%aa%da%a9%d9%86%d9%8a%da%a9%d8%a7%d9%84/?utm_source=dlvr.it&utm_medium=blogger
نظرات
ارسال یک نظر