اندازه گيري موفقيت يا عدم موفقيت در محتوا
روش هاي سنتي اندازه گيري موفقيت يا عدم موفقيت در محتوا شکسته شده است. ما نمي توانيم فقط به معيارهايي مانند تعداد بازديد صفحه / بازديدها يا نرخ گزاف اعتماد کنيم تا تعيين کنيم کاري که ما ايجاد مي کنيم عملکرد خوبي داشته است.
جونا پرتي، بنيانگذار BuzzFeed ، مي گويد: "اصلي ترين چيزي که ما با اخبار به دنبال آن هستيم تأثير است نه ترافيک." يکي از راههايي که BuzzFeed در اين امر تسلط دارد ، توسعه برنامه تجزيه و تحليل اختصاصي آنها ، POUND است.
POUND BuzzFeed را قادر مي سازد تا با توجه به محتواي آن ، دسترسي بالقوه يک داستان را پيش بيني کند ، درک کند که تبليغات خاص چگونه بر اساس اشتراک و بازديد پايين دستي و آزمايشات A / B قدرتمند هستند - و اين فقط چند نمونه است.
فقط به اين دليل که شما توانسته ايد کره چشم بيشتري به محتواي خود وارد کنيد ، به اين معني نيست که در واقع چيزي بدست آورده است. اگر چنين بود ، من فقط چند صد دلار مي گرفتم و هر بار ترافيک StumbleUpon پرداختي را مي خريدم.
بله ، من ترافيک ايجاد مي کنم ، اما بعيد است که من در رسيدن به برخي از اهداف تجاري واقعي خود نتيجه بگيرم. نه تنها اين ، بلکه هيچ نشاني واقعي از اين که آيا محتواي من نياز بازديد کنندگان من را برآورده مي کند ، ندارم.
نکته ترسناک اين است که اکثر کمپين هاي بازاريابي محتوا از اين طريق سنجيده مي شوند. من جمله هايي مانند "اندازه گيري عملکرد جداگانه مطالب بسيار دشوار است" را خيلي زياد مي شنوم.
واقعيت اين است که اندازه گيري کمپين هاي بازاريابي محتوا در سطح خرد بسيار آسان است - در بسياري از اوقات مردم نمي خواهند آن را انجام دهند.
نامزدي بيش از ورودي ها
در هر کمپين بازاريابي محتواي تجاري که اجرا مي کنيد ، اندازه گيري بايد هدف تجاري باشد. منظور من از اين منظور اين است که شما بايد موفقيت کلي کمپين خود را بر اساس دستيابي به اهداف اصلي کسب و کار تعيين کنيد.
اگر هدف اصلي کسب و کار شما توليد هر ماه 300 هدايت از محتوايي است که منتشر مي کنيد ، براي پيگيري اين اطلاعات بايد مکانيزم گزارش دهي داشته باشيد.
در سطح خردتر ، مي خواهيد معيارهاي تعامل را رديابي و استفاده کنيد تا بتوانيد در دستيابي به اهداف تجاري خود تأثير بگذاريد. به نظر من ، تمام مبارزات محتوايي بايد داراي گزارشي قوي و مبتني بر تعامل باشند.
خواندن کل زمان
يکي از معيارهايي که Medium استفاده مي کند ، که به نظر من ارزش بيشتري نسبت به بازديد از صفحه مي دهد ، "خواندن کل زمان TTR است.
اين يک معيار تجمعي است که تعداد کل دقيقه هاي صرف شده براي خواندن يک محتوا را کمي مي کند. به عنوان مثال ، اگر من 10 بازديد کننده از يکي از مقاله هاي وبلاگ خود داشته باشم و هر کدام 1 دقيقه در خواندن مقاله بمانند ، کل زمان مطالعه 10 دقيقه خواهد بود.
ما هر تعامل کاربر را با هر پست اندازه گيري مي کنيم. بيشتر اين کارها با ضبط دوره اي موقعيت هاي پيمايش انجام مي شود.
ما اين داده ها را در انبار داده هاي خود لوله مي کنيم ، جايي که پردازش آفلاين زمان صرف شده براي خواندن را جمع مي کند (يا بهترين حدس ما از آن): وقتي خواننده شروع به خواندن مي کند ، زماني که مکث مي کند و زماني که کاملاً متوقف مي شود ، نتيجه گيري مي کنيم.
اين روش به ما امکان مي دهد تا دوره هاي کم تحرکي (مانند باز کردن پست در برگه ديگري ، راه رفتن با سگ يا بررسي تلفن) را اصلاح کنيم.
دليل قدرتمندتر بودن اين مورد فقط از نمايش صفحات اين است که خوانندگان شما را در ارائه نمايشي دقيق تر از نمايان بودن خود در نظر مي گيرد.
شما مي توانيد مقاله اي با 1000 بازديد از صفحه داشته باشيد که TTR بيشتري نسبت به مقاله اي با 10،000 بازديد از صفحه داشته باشد.
عمق و زمان را در صفحه پيمايش کنيد
يک معيار مرتبط و ساده تر براي دستيابي متوسط ??زمان حضور در صفحه است (موجود درGoogle Analytics ).ميانگين زمان صرف شده در صفحه وب شما به طور کلي نشان مي دهد که بازديد کنندگان شما چه مدت در صفحه مي مانند.
ترکيب اين مورد با "عمق پيمايش" (به عنوان مثال بازديدکننده در چه صفحه اي پيمايش مي کند) به ترسيم يک تصوير بهتر از ميزان "درگير شدن" بازديدکنندگان کمک مي کند. شما مي توانيد جواب موارد زير را دريافت کنيد:
· "بازديد کنندگان من واقعاً چه مقدار از اين مقاله را مي خوانند؟"
· "آيا طول محتواي من بازديد کنندگان را عقب مي اندازد؟"
· "آيا خوانندگان من مدت طولاني در صفحه باقي مانده اند؟"
داشتن پاسخ به اين س questionsالات هنگام تعيين اينکه کدام نوع محتوا بيشتر مورد توجه بازديدکنندگان شما قرار مي گيرد ، بسيار مهم است.
آسانسور اجتماعي
معيار Social Lift BuzzFeed به ويژه يک روش خوب براي درک "ويروسي" بودن محتواي شما است (مي توانيد اين موضوع را هنگام انتشار پستي در BuzzFeed مشاهده کنيد. BuzzFeed آسانسور اجتماعي" را به شرح زير محاسبه مي کند:
ديدگاه هاي اجتماعي: ترافيکي که از خارج BuzzFeed ايجاد مي شود. به عنوان مثال ، ترافيک مراجعه ، ايميل ، رسانه هاي اجتماعي و غيره
Seed Views ترافيکي که متعلق به سيستم عامل BuzzFeed است. به عنوان مثال، از حضور در اخبار BuzzFeed.
اين يک معيار عالي است که وقتي ناشر پلتفرم هستيد از آن استفاده مي کنيد زيرا به تفکيک ترافيکي که از خارج از املاک متعلق به شماست جدا مي شود و بنابراين "پتانسيل ويروسي" آن را تعيين مي کند.
روش هايي وجود دارد که مي توانيد از اين نوع روش ها در کمپين هاي بازاريابي محتواي خود استفاده کنيد (بدون اينکه يک ناشر بزرگ بشويدم) براي کمک به درک بهتر "پتانسيل ويروسي" آن.
يک محاسبه ساده مي تواند شامل موارد زير باشد:
((اشتراک هاي اجتماعي) / (بازديد از صفحه) 1+
از اين آمار ساده مي توان براي تعيين اينکه کدام محتوا در رسانه هاي اجتماعي عملکرد بهتري دارد استفاده کرد و در نتيجه اين امکان را براي شما فراهم مي کند که براي تبليغات اجتماعي پولي ، محتواي خاصي را بر ديگران ارجح بگذاريد.
هرچه امتياز بالاتر باشد ، "پتانسيل ويروسي" آن نيز بالاتر است. اين دقيقاً همان کاري است که BuzzFeed انجام مي دهد تا بفهمد کدام محتوا را بايد از همان مراحل اوليه وزن بيشتري به پشت سر بگذارد.
حتي مي توانيد با جايگزيني نمايش صفحات با TTR ، اين مرحله را به مرحله بعدي برسانيد تا نماي نماينده تري از تعامل با رفتار به اشتراک گذاري داشته باشيد.
خط آخر
در کنار پيش بيني "پتانسيل ويروسي" و TTR ، مي خواهيد بدانيد که محتواي شما در برابر خط اصلي شما چگونه عمل مي کند. براي بيشتر مشاغل ، اين دليل اصلي ايجاد محتوا است.
اين هميشه آسان نيست و بسياري از افراد با جستجوي يک گلوله نقره اي که وجود ندارد اين اشتباه را مي گيرند. هر فرآيند فروش متفاوت است ، اما بياييد روند معمول ما را در HubSpot براي محصول CRM رايگان بررسي کنيم:
· بازديد کننده از طريق جستجوي ارگانيک به محتواي وبلاگ ما مي رسد.
· بازديد کنندگان بر روي CTA در پست وبلاگ کليک مي کنند.
· بازديد کننده در ازاي آدرس ايميل و ساير داده هاي خود ، پيشنهادي دروازه را بارگيري مي کند.
· Prospect به يک گردش کار پرتحرک تبديل مي شود.
· Prospect به يک صفحه فرود BOFU مي رود و در CRM ثبت نام مي کند.
· کاربر ثبت شده اعضاي تيم خود را فعال و دعوت مي کند.
اين يک فرآيند ساده است ، اما ممکن است گاهي اوقات براي دستيابي به ارزش دلاري هر محتواي توليد شده ، روي حيله و تزوير باشد. براي انجام اين کار ، بايد درک کنيد که يک بازديد کننده چه ارزشي دارد و اين کار با کار عقب انداختن فرآيند انجام مي شود.
اولين سوالي که بايد پاسخ داده شود اين است که "مقدار طول عمر LTV کاربر فعال شده چقدر است؟" به عبارت ديگر ، "اين مشتري در طول زندگي خود چه مقدار با ما هزينه خواهد کرد؟"
براي مشاغل تجارت الکترونيکي ، بايد بتوانيد اين اطلاعات را با تجزيه و تحليل داده هاي فروش تاريخي به دست آوريد تا ميانگين سفارش را که شخص انجام مي دهد ، درک کنيد و اين ضرب را در تعداد متوسط ??سفارشاتي که يک فرد با شما در طول زندگي خود انجام مي دهد ، ضرب کنيد.
براي اهداف اين مثال، بگذاريد بگوييم هر يک از کاربران فعال CRM ما LTV 100 دلار دارند. اکنون زمان آن است که از اين رقم عقب بمانيم (تمام ارقام زير نظري هستند)
سوال 1: "نرخ تبديل فعال سازي CRM جديد از گردش کار (هاي) ايميل ما چقدر است؟"
پاسخ 1: "5?"
سوال 2: "چند نفر پس از ورود به محتواي وبلاگ ، پيشنهادهاي دروازه ما را بارگيري مي کنند؟"
پاسخ 2: "3?"
دانستن اين موضوع به من کمک مي کند درمقابل هر بازديد کننده محتواي وبلاگ و همچنين هر سرب (شخصي که يک پيشنهاد دروازه را بارگيري مي کند) مقدار پولي قرار دهم.
بگذاريد بگوييم ما هر ماه 500000 بازديد کننده از محتواي وبلاگ خود ايجاد مي کنيم.
با استفاده از ميانگين نرخ تبديل از بالا ، ما مي توانيم 15000 مورد را به ليدهاي ايميل تبديل کنيم.
از آنجا 750 نفر از آنها را به کاربران فعال CRM تبديل مي کنيم.
اين را با LTV کاربر CRM ضرب کنيد (100 دلار) و ما 75000 دلار دريافت خواهيم کرد (باز هم ، همه اين ارقام فقط ساخته شده اند).
با استفاده از اين رقم نهايي 75000 دلار ، ما مي توانيم براي درک ارزش يک بازديد کننده محتواي وبلاگ خود به عقب عمل کنيم:
((75،000) / (500،000))
ارزش بازديد کننده تنها: 0.15 دلار
با استفاده از محاسبه زير مي توانيم همين کار را براي سرنخ هاي ايميل انجام دهيم:
((75،000 دلار) / (15،000))
ارزش سرب فردي: 5.00 دلار
دانستن اين ارقام به شما کمک مي کند تا مقدار پايين هر يک از مطالب خود را تعيين کنيد و همچنين رقم بازده ناخالص سرمايه (ROI) را محاسبه کنيد.
بگذاريد بگوييم يکي از پست هاي وبلاگ ما براي تشويق به ثبت نام CRM در حال ايجاد 500 پيام ايميل جديد است.
بازگشت 2500 دلار را مشاهده خواهيم کرد. سپس مي توانيم هزينه توليد آن پست وبلاگ را ارزيابي کنيم (فرض کنيم 6 ساعت با 100 دلار در ساعت - 600 دلار طول مي کشد) تا رقم بازگشت سرمايه 316 درصد محاسبه شود.
ROI در ساده ترين شکل به صورت زير محاسبه مي شود:
(((($ بازگشت) - ($ سرمايه گذاري)) / ($ سرمايه گذاري)) * 100)
وقتي صحبت از عملکرد محتوا در سطح وسيع تري مي شود ، لزوماً نيازي به پيروي از اين اعداد و ارقام نداريد ، به ويژه هنگامي که فکر مي کنيد برخي از محتواها هدف اصلي توليد سرب را ندارند.
همانطور که گفته شد ، براي محتوايي که اين هدف را دارد ، توجه به اين منطقي است.
ارتباط بين تعامل و بازگشت سرمايه
تاکنون در مورد دو شکل اندازه گيري بسيار متفاوت صحبت کردم:
نامزدي
بازگشت سرمايه گذاري
آنچه شما مي خواهيد از آن اجتناب کنيد ، واقعاً انديشيدن درباره اين موارد به عنوان متغيرهاي جداگانه است.
معيارهاي نرخ بازگشت سرمايه (به عنوان مثال ، نرخ تبديل سرب) به شدت تحت تأثير معيارهاي تعامل ، مانند TTR هستند.
نکته اصلي اين است که دقيقاً بفهميد کدام معيارهاي تعامل بيشترين تأثير را در بازگشت سرمايه شما دارند.
به اين ترتيب مي توانيد از معيارهاي تعامل استفاده کنيد تا پايه آزمايشات بهينه سازي شما قرار گيرد تا بيشترين تأثير را بر روي خط اصلي خود بگذاريد.
بياييد سناريوي زير را که در وبلاگ خودم با آن روبرو شدم به عنوان مثال ...
متوسط ??طول مطالب در وب سايت من حدود 5 است
http://seorooz.parsiblog.com/Posts/25/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87+%da%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a+%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa+%d9%8a%d8%a7+%d8%b9%d8%af%d9%85+%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d8%ad%d8%aa%d9%88%d8%a7/?utm_source=dlvr.it&utm_medium=blogger
http://seorooz.parsiblog.com/Posts/25/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87+%da%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a+%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa+%d9%8a%d8%a7+%d8%b9%d8%af%d9%85+%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%d9%8a%d8%aa+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d8%ad%d8%aa%d9%88%d8%a7/?utm_source=dlvr.it&utm_medium=blogger
نظرات
ارسال یک نظر